محمد مهدى ملايرى

252

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و همان شهرت هم باعث شود كه در همان قرن اوّل اسلامى به عربى هم ترجمه شود و در تاريخهاى عربى هم جائى شايسته يابد . اين كتاب را ابن نديم در جمله كتابهائى كه زير عنوان « اسماء الكتب التى الّفها الفرس فى السّير و الأسمار الصّحيحة الّتى لملوكهم » ( يعنى نام كتابهائى كه ايرانيان در سرگذشتها و حكايات راست پادشاهانشان تأليف كرده‌اند ) آورده ، و همو گفته كه آن را جبلة بن سالم از فارسى به عربى ترجمه كرده است « 1 » . مسعودى هم پس از ذكر داستانهائى دربارهء بهرام چوبين و خسروپرويز گويد : « ايرانيان را دربارهء داستان بهرام چوبين و حيله‌هاى او در سرزمين ترك ، در هنگامى كه به آنجا رفت ، و رهانيدن او دختر پادشاه ترك را از جانورى به نام سمع كه به اندازه‌ى گوره‌خرى بود « 2 » ، و درباره‌ى سرگذشت او از آغاز كار تا كشته شدنش و همچنين دربارهء اصل و تبارش تابى جداگانه است « 3 » . اين داستان را همهء مؤلّفان اسلامى ، كه دربارهء تاريخ ايران در اين دوران چيزى نوشته‌اند ، به تفصيل يا به اجمال ياد كرده‌اند كه از آن ميان مىتوان به نوشته‌هاى دينورى و يعقوبى و طبرى و بلعمى و مسعودى و فردوسى و ثعالبى و ابن بلخى اشاره كرد « 4 » . تاريخ بلعمى هرچند ترجمهء تاريخ طبرى است ولى در اين مورد سندى

--> ( 1 ) - الفهرست ، ص 305 . ( 2 ) - سمع در عربى جانور درّنده‌اى است كه گويند از آميزش گرگ با كفتار پديد مىآمده است ، در شاهنامه اين جانور به نام شير كپى خوانده شده و وصف آن چنين آمده است : ددى بود مهتر ز اسبى به تن * بسر بر دو گيسو سيه چون رسن تنش زرد و گوش و دهانش سياه * نديدى كس او را مگر گرم‌گاه دو چنگش به كردار چنگ هزبر * خروشش همى برگذشتى ز ابر همى سنگ را دركشيدى به دم * شده روز از او بر بزرگان دژم ورا شير كپى همى خواندند * ز رنجش همه بوم درماندند ( ج 5 ، ص 179 ) ( 3 ) - مسعودى ، مروج ، پلا ، ج 1 ، ص 318 . ( 4 ) - الاخبار الطوال ، ص 78 - 105 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 166 - 171 ؛ تاريخ -